چاپ کردن این صفحه

مقاله منتخب سال 2013

دشيفر چیست؟ فنون فراگیری دشيفر برای پيانيست ها

گاهی اوقات وقتی میخواهیم هنرجویان را برای شرکت در رسیتال و یا رقابتی آماده کنیم، بیشتر ذهن خود را بر روی پرورش و آماده سازی قطعات حفظ شده متمرکز می کنیم وکمتر به سراغ استفاده یکی از مهارتهای ضروری موسیقی یعنی دشیفر میرویم. اگر منصفانه به موضوع نگاه کنیم میتوانیم بگوییم که امروزه در موسیقی غرب، نسبت به 200 سال پیش توجه بسیار کمتری به این مهارت میشود.

=======================

نویسنده : Pamela D. Pike, NCTM

مترجم : محسن جوزی

=======================

با این حال دشیفر همچنان به عنوان بخش مهمی در آزمون ها و گزینش های حرفه ای محسوب میشود و پیانیست هایی كه قصد همنوازی و همكاری با گروه های موسیقی را دارند بایستی از سطح بالای دشیفر برخوردار باشند. از طرفی پیانیستهای آمارتوری كه سطح بالاتری از دشیفر داشته باشند در اجرای قطعات جدید با مشكلات كمتری روبرو بوده و در نتیجه بیشتر از كسانی كه دشیفر ضعیف دارند از نواختن قطعات جدید لذت می برند. حال وقتی كه هنرجویان جوان ما عموما قشر پیانیستهای آماتور(كسانی كه موسیقی را به قصد لذت و نه درآمد فرا می گیرند) را در آینده تشكیل میدهند چگونه میخواهیم با بی اهمیت شمردن دشیفر، مهارت نوازندگی آنها را ارتقاء دهیم؟


دشیفر چیست ؟ در جستجوی متخصصین دشیفر و جدیدترین تحقیقات صورت گرفته بر روی دشیفر


آندراس سی. لهمن و ویكتوریا مك آرتور عنوان میكنند كه : "علیرغم اینكه موسیقیدانان غربی تا اندازه ای از دشیفر استفاده می كنند، معمولا فراموش میكنند كه اغلب فاصله ای بین سطح نوازندگی هر شخص و قدرت او در اجرای دشیفر قطعات همان سطح (وقتی كه میخواهند آن قطعه را برای اولین بار به صورت دشیفر اجرا كنند) وجود دارد و این فاصله یك مشكل محسوب می شود. هر چقدر این فاصله كمتر باشد، آنها از دشیفر بهتری برخوردارند". فرانس كلارك نیز معتقد است كه این فاصله بایستی كوتاه باشد. او در پاسخ نامه ی یك معلم پیانو كه به نویسنده بخش پرسش و پاسخ نشریه ای نوشته شده بود و در آن از پایین بودن سطح دشیفر یك پیانیست حرفه ای ابراز تاسف كرده بود بیان می كند :‌ "آیا در واقعیت پیانیست می تواند حرفه ای باشد ولی دشیفر ضعیفی داشته باشد؟" او در ادامه به طور عمیق تری به موضوع میپردازد تا موانع موجود در فراگیری دشیفر را شناسایی كند. او میپرسد: " آیا او شباهت ها و تفاوت ها را می بیند؟‌ آیا او به همراه پیانو خودش در خانه نشسته است؟ .....آیا او سر خود را به اندازه كافی بالا می آورد تا كل عبارتها و گروه بندی نتها را ببیند ؟‌..... آیا او نتهای منفرد را می بیند؟‌ آیا او از نظر تكنیكی برای اجرای قطعه آماده است؟...‌ آیا او نیاز به عینك دارد؟.... آیا او نیاز دارد تا قطعه ای بسیار آسانتر و بسیار طولانی تر به او بدهیم‌؟‌"
مدرسینی كه با هنرجویان دوره مقدماتی و یا متوسط سروكار دارند ممكن است نسبت به تعریف ریچارد كرونیستر از مفهوم دشیفر نظر خوبی نداشته باشند. او گفته است :‌" كپی كردن با تغییر غیر قابل پیش بینی هدف اصلی است. در واقع معنای دشیفر عبارتست از ‌نواختن نتها، ریتمها و نوانس هایی كه شما از قبل آنها را می شناسید، در قالب و بافتی كه شما پیش از آن تجربه نكرده اید". متخصصین توصیه می كنند كه فاصله بین سطح توانایی نوازندگی و سطح مهارت دشیفر هر نوازنده می بایستی تا جای ممكن كم باشد و در این مورد توانایی تشخیص الگو ها و تكنیكها بسیار حیاتی می باشد. از نقطه نظر شناختی، دشیفر از 4 جزء سازنده تشكیل شده است :


۱- درك (جایی كه ما باید الگوها را رمزگشایی كنیم)
2- حركت ها (مهارتهای اجرایی كه برای اجرای الگوهای ذكر شده برنامه ریزی شده اند)
3- حافظه ( وقتی به نتها نگاه می كنیم الگوها را شناسایی كرده و حافظه می تواند الگوها و مهارتهای اجرایی را كه از قبل ذخیره كرده است را به سرعت فراخوانی كند).
4- مهارتهای حل مشكل (بداهه نوازی و پیش بینی ادامه قطعه بر اساس سبك قطعه و تجارب گذشته)


درك و پردازش اجزای قطعه


وقتی میخواهیم آنچه را كه چشمانمان می بیند درك كنیم، با فضای كوچكی كه چشم ما بر روی آن تمركز كرده (fovea)و بزرگتر شده است مواجه هستیم و فضای اطراف این محدوده(parafovea) تار و غیر شفاف است و از محدوده دید دقیق ما خارج است. بنابراین وقتی به نتهای روی یك صفحه نگاه میكنیم چشم ما حركات كوچك و بزرگ مجزایی را انجام می دهد (جهش های بصری ). چشم معمولا ۴ تا ۶ حركت جهشی در ثانیه انجام می دهد. در هر جهش نقطه فوكوس چشم تغییر می كند و مغز تصاویر دریافتی را به یك عكس یكپارچه تبدیل می كند. مغز انسان به گونه ای برنامه ریزی شده است كه الگو ها را جستجو میكند و با دسته بندی اشیاء‌ به گروههای شناخته شده معنی آنها را به دست می آورد.
اغلب افراد در شكل شماره ۱، یك مستطیل و یك دایره میبینند. علیرغم اینكه بخشی از شكل سمت چپ (دایره) در زیر شكل مستطیل پنهان شده است، ما ویژگیهای یك دایره را در آن شناسایی میكنیم و مغز آن را به عنوان یك دایره طبقه بندی میكند،‌ بدون آن كه شكل كامل باشد.

شكل شماره ۱.
علیرغم اینكه شكل سمت چپ كامل نمی باشد،‌ مغز با تشخیص ویژگیهای دایره و استفاده از تجارب گذشته شكل را شناسایی میكند.

موسیقدانان نیز شكاف ها را با توجه به تجربه شان پر می كنند تا فرآیند تفسیر و معنی كردن نت های چاپ شده بر روی كاغذ را تسهیل كنند. در اولین میزان شكل شماره ۲، نوازنده آكورد C7 یا آكورد V6/5 درگام فاماژور را شناسایی میكند.


شكل شماره ۲.
نوازندگان حرفه ای، نتهای دست چپ را در میزان اول را به صورت آكورد V6/5 شناسایی میكنند.

دشیفر پیانو نت خوانی

ما میدانیم كه این آكورد C7 است، علیرغم اینكه یكی از نتهای آن كم است. هدف این است كه هنرجویان را به گونه ای پرورش بدهیم تا تجربه موسیقیایی آنها به اندازه ای رشد كند كه بتوانند آكورد V6/5 را نیز شناسایی كنند. در صورتی كه هنرجویان تنها بتوانند یك نت را در لحظه بخوانند نمی توانند فرم و بافت موسیقی و همچنین الگوهای موسیقیایی را تشخیص دهند. نوازندگانی كه از قدرت بالای دشیغر برخوردارند الگوهای موسیقیایی را به طور خودكار تشخیص میدهند ولی عموما به سختی میتوانند نحوه انجام این فرآیند را توصیف كنند. با اینكه اغلب مدرسین پیانو ممكن است نتوانند به روشنی نحوه دسته- بندی نتها و الگوها را تدریس كنند،‌ اما میتوانند به هنرجو كمك كنند تا این مهارت  را ارتقاء داده و در نهایت بتوانند با تمرین مستمر آن را به صورت خودكار انجام دهد.
كسانی كه قدرت بالای دشیفر دارند، برای درك الگوها و تكه های موسیقی (music chunks) به تعداد جهش چشمی كمتری نیاز دارند. اگر این تكه های موسیقی معنای مشخصی برای هنرجو داشته باشد، فرآیند دشیفر با موفقیت بیشتری انجام میگیرد. بنابراین وقتی هنرجو آكورد V6/5 را در نتهای دست چپ شكل ۲ تشخیص داد دیگر نیازی ندارد تا تمركز چشم را بر روی آن قسمت از نت ثابت نگه دارد، چرا كه الگویی كه او در میزان اول تشخیص داده است،‌ دارای معنی مشخصی برای او است و به او اجازه می دهد كه بتواند نگاه خود را بر روی میزان های بعدی متمركز كند. محدوده ادراكی (perceptual span) اصطلاحی تخصصی است كه مشخص میكند نوازنده چه مقدار میتواند جلوتر از نقطه ای كه مینوازد، نت ها را بخواند و الگوها و تكه های موسیقی را شناسایی كند! محدوده چشم –دست (eye-hand span) نیز اصطلاحی تخصصی است كه مشخص می كند اگر نت را از مقابل نوازنده برداریم او تا كجا میتواند بدون نت به نواختن ادامه دهد. محدوده چشم-دست می تواند تحت تاثیر ساختار قطعه،‌ بزرگ یا كوچك تر باشد. به عنوان مثال اگر در قطعه ای یك آرپژ در دو میزان متوالی تكرار شده باشد و ما آنرا به سرعت شناسایی كنیم،‌ محدوده چشم-دست بزرگتر از زمانی است كه قطعه ای كورال و با تغییرات غیر قابل پیش بینی در هارمونی ــ به طوریكه ما نتوانیم آكورد بعدی را حدس بزنیم ـــ‌ پیش روی ما باشد. برای تدوین برنامه آموزش دشیفر به هنرجویان بهتر است ابتدا تمریناتی را برای كمك بیشتر به ارتقاء محدوده اداركی و محدوده چشم-دست آنها طراحی كنیم .

بهبود مهارتهای اجرایی،‌ حافظه و مهارتهای حل مشكل


نواختن یك ساز شامل درك و تفسیر نشانه های بصری است. پیانیست باید بتواند بلافاصله مهارت اجرایی مورد نیاز برای اجرای چیزی كه در نت موسیقی شناسایی كرده فراخوانی و اجرا كند. مدرسینی كه با هنرجویان بزرگسال در دوره مقدماتی سروكار دارند عموما با مشكلات حركتی و اجرایی در حین دشیفر آشنا هستند. به تازگی تحقیقات انجام شده بر روی هنرجویان جوان نشان داده است كه تشخیص مفهومی تكه های موسیقی در نت، سریعتر از مهارتهای اجرایی مرتبط با آنها پیشرفت می كند.
حافظه رابطی حیاتی است كه نیازهای بصری و اجرایی مورد نیاز برای دشیفر را به یكدیگر متصل می كند. نوازندگان حرفه ای و با قدرت دشیفر بالا، استعداد بسیار بالایی در فراخوانی چیزهایی كه در دامنه شناخت ذهنی آنها وجود دارد از خود نشان میدهند،‌ حتی زمانی كه صراحتا از آنها نخواسته باشیم قطعات را به خاطر بسپارند. در نتیجه كافی است كه تنها یك عبارت از قطعه را به طور گذرا مشاهده كنند و پس از آن میتوانند كل قطعه را برایتان اجرا كنند. تخصص و تجربه موسیقیایی ما موجب می شود كه  چیزهای زیادی را در ذهنمان دسته بندی و برای هركدام معنای مشخصی را تعریف كنیم و نهایتا تجربه ما در اجرای الگوهای مشابه موجب میشود بتوانیم با اطمینان به نفس بالا بنوازیم. این چیزی است كه ما موظفیم به هنرجویان آموزش دهیم. وقتی نوازندگان حرفه ای دشیفر مینوازنند،‌ تا اندازه ای از مهارتهای حل مشكل نیز استفاده می كنند. از آنجائیكه پیانیستها توانایی درك سریع تعداد زیادی نت را دارند معمولا همه نتها را نمی خوانند و در واقع تا حدودی از پیش بینی بر اساس آموخته های قبلی استفاده میكنند (educated guss). شناسایی آكوردها،‌ پیش بینی توالی هارمونیك قطعه و خواندن خطوط تكمیلی مثال های مناسبی از پیش بینی بر اساس آموخته های قبلی می باشند.
این نوع مهارتهای حل مشكل، تنها با انجام تمرینات دشیفر و نیز اجرای رپرتوارهای متنوعی از انواع مختلف بافت و فرم موسیقی رشد میکند. گسترش و ارتقاء توانایی به كارگیری اطلاعات تئوری، توالی آكوردها و موتیف های ریتمیك در بافت و ساختار موسیقی برای بهبود مهارتهای حل مشكل به هنگام دشیفر كاملا الزامی و ضروری است. مواجه‌ی بیشتر هنرجو با رپرتوارها و تمرینات متنوع دشیفر ، كمك شایانی به شناخت او از الگوهای موسیقیایی‌(الگوهای نت و ریتم )،‌ ارتقاء مهارتهای اجرایی مربوطه و مهارتهای خواندن نت موسیقی می كند.

ثبات تمرین ، تكرار تمرینات و هنرجوی امروزی


كسب مهارت در اغلب فعالیتها به حدود ۱۰۰۰۰ ساعت تمرین نیاز دارد. مهارت دشیفر نیز از این قاعده مستثنی نیست. دشیفر را باید با تمرینات پایدار و تكرار فروان ارتقاء داد. تجربه نشان داده است كه روزی ۱۰ دقیقه تمرین كردن یك مهارت بسیار سریعتر از تمرین ۲ بار درهفته به مدت ۳۰ دقیقه موجب پیشرفت در آن مهارت میشود. وقتی ما روزانه و مرتب، تمرینی را به مدت كوتاه تكرار میكنیم،‌ فرصت كمی برای ازدست دادن اطلاعات كسب شده در مدت زمان بین دو تمرین داریم و همین عامل باعث پیشرفت سریعتر ما در مقایسه با تمرینات دشیفر طولانی ولی با فاصله زمانی زیاد بین هر دو تمرین می شود.
حالت ایده ال این است که هنرجویان ما از سطح مناسبی از مهارتهای محاسباتی،‌ مهارتهای اجرایی، مهارتهای حل مشكل و زمان كافی برای یادگیری و كشف تكه های موسیقی مورد نیاز برای انجام مؤثر دشیفر برخوردار باشند، با این وجود باید به اغلب آنها كمك كنیم تا بیاموزمند در نت موسیقی به چه چیزی نگاه كنند. تمرینات دشیفر زیر می تواند در شناسایی تكه های موسیقی برای هنرجویان مفید باشد. این تمرینات كامل وجامع نیستند و در اینجا فقط به جهت آشنایی مدرسین با نحوه بیان كردن و توصیف تكه های موسیقی برای هنرجویان دوره مقدماتی و متوسط ارائه شده است. تمرینات بایستی همواره بین تكه های موسیقی بصری‌(آنچه بر روی نت دیده میشود)‌ و مهارتهای اجرایی واقعی و عملی بر روی كلیدهای ساز ارتباط برقرار نماید.


تمرینات شناسایی نت ها و مهارتهای اجرایی


با استفاده از اتودهای مختص شناسایی آكورد(شكل شماره ۳) میتوانیم هنرجویان را به تبدیل نتهای دست راست و چپ به آكوردها تشویق كنیم.

شكل شماره ۳. اتود آكورد، میزانهای ۱ تا ۸.

تمرین دشیفر نت خوانی پیانو

برگرفته از كتاب آموزش گروهی پیانو برای بزرگسالان آلفرد


علاوه بر این میتوان این نكته را نیز متذكر شد كه آكوردهای دست چپ و راست در هر میزان شبیه یكدیگر هستند(‌ محدوده ادراكی ایده آل در این شرایط حداقل یك میزان می باشد). برای مشخص تر شدن آكوردها من تمریناتی را بر پایه نتهای شكل ۳ نوشته ام كه درآنها نتهای آكورد به صورت همزمان (بلوكی)‌ برای دست راست و چپ به صورت جداگانه و هردو دست باهم نوشته شده است. بسیار مهم است كه هنرجویان به هنگام اجرای تمرینات و حس كردن نتهای آكورد به صورت جدا از هم، ‌فرم بلوكی آكوردها را نیز بر روی نت ببینند . شكل ۳.ب نتهای آكوردها را به صورت بلوكی با توجه به ریتم هارمونیك تمرین نشان میدهد.

شكل شماره۳. الف. تمرین دسته بند ی نتهای آكورد شكل ۳ به صورت بلوكی

تمرین دشیفر پیانو نت خوانی


در نهایت كشیدن یك دایره به دور نتهای آكورد در نت میتواند به درك بهتر هنرجویان از نتهای آكوردها و نحوه دسته بندی آنها به عنوان یك آكورد كمك بسیاری نماید (شكل ۳.ج) .


شكل شماره ۳. ب. تمرین دسته بند ی بلوكی نتهای آكورد شكل ۳ با توجه به ریتم هارمونیك

در شكل ۳.ج. نماد آكوردها نیز در كنار نت نوشته شده است تا مهارتهای تئوری را تقویت كرده و ارتباط بین تكه های موسیقی نوشته شده در نت و مهارتهای اجرایی مرتبط با آنها را مستحكم تر نماید.

شكل شماره ۳. ج. تمرین دسته بندی نتها به همراه نماد آكوردها

تمرین دشیفر پیانو نت خوانی

در تمرین دوم دشیفر(شكل ۳)، تمرینات ریتمیك متنوعی را میتوان با استفاده از نت سیاه نقطه دار و چنگ در بافتها و تركیبهای مختلف ایجاد نمود به طوریكه در میزانهای قبل و بعد ازآن الگوی ریتمیك متفاوتی را به كار بگیریم(شكل ۴.الف).

شكل شماره .۴. تمرین دشیفر شماره ۲ – میزانهای ۱ تا۸

تمرین دشیفر پیانو نت خوانی

برگرفته از كتاب آموزش گروهی پیانو برای بزرگسالان آلفرد


اولین تمرین نت خوانی در نظر گرفته شده برای این مثال آكوردهای دست چپ را مشخص میكند( شكل ۴.ب میزانهای ۱ تا ۴). سپس هنرجو تمرین نت خوانی دست راست را كه شامل نتهای ضروری ملودی دست راست می باشد تمرین میكند ( شكل ۴.ب میزانهای ۵ تا ۱۱). پس از انجام این تمرینات هنرجو تمرینی كه در آن نتهای ضروری ملودی با آكوردهای دست چپ تركیب شده است اجرا میكند( شكل ۴.ب میزانهای ۱۲ تا ۱۸). درآخر هنرجو تمامی نتهای ملودی را به همراه آكوردها تمرین می كند. كشیدن دایره بر روی نتهای ضروری ملودی به هنرجویان كمك میكند تا نتهای تزئینی و كم اهمیت را بهتر شناسایی كنند( شكل ۴.ب میزانهای ۱۹ تا ۲۵).
چشمان ما نباید بر روی میزانهای قبلی،‌ خط حامل بالایی و نتهایی كه اجرا شده اند متمركز شود. همچنین باید هنرجویان را آموزش بدهیم تا چشم آنها بر روی نتهای غیر آكوردی نیز متمركز نشود. هنرجویان دوره مقدماتی كه در محیط تحقیقاتی كنترل شده ما مورد مطالعه قرار گرفتند همگی برای اجرای صحیح تمرینات نت خوانی ریتم قطعه را قربانی كردند!!! علیرغم اینكه تمرینات ریتم از اهمیت بالایی برخوردارند ولی معمولا باید وقت بیشتری برای تمرینات نت خوانی در نظر بگیریم( بهتر است تمرینات در تونالیته های متنوعی طراحی شوند). برخی از هنرجویان ضعیف تر نیاز دارند تا تمرینات نت خوانی بیشتری برای آنها در نظر گرفته شود.


شكل شماره ۴.الف. تمرین ریتم برای مثال شماره ۲

تمرینات دشیفر پیانو نت خوانی

شكل شماره 4.ب. تمرین نت خوانی برای مثال شماره 2

تمرین دشیفر پیانو نت خوانی

طراحی تمرینات ویژه


از آنجائیكه طراحی تمرینات دشیفر برای استفاده مشترك تمامی هنرجویان ممكن است امری دشوار به نظر برسد مدرسین می توانند با تمركز بر روی یك هنرجو كار را شروع كنند. اگر معلم هر هفته یك قطعه برای دشیفر در نظر بگیرد و برای آن قطعه ۴ تا ۶ تمرین طراحی كند، هنرجو در پایان دو ترم ۱۵ هفته ای حدود ۳۰ قطعه و ۱۲۰  تا ۱۸۰ تمرین دشیفر را انجام داده است. در طول این مدت سایر هنرجویان نیز می توانند از این تمرینات بهره بگیرند. پیشنهاد دیگر این است كه مدرسین یك موسسه تمرینات طراحی شده خود را با یكدیگر به اشتراك بگذارند. با این كار اگر هر مدرس تعدادی تمرین را طراحی و به اشتراك بگذارد منبع بسیار بزرگی از تمرینات دشیفر برای آنها در دسترس قرار می گیرد. میتوان این تمرینات را در آموزشگاه به هنرجویان ارائه نمود و یا جهت دسترسی هنرجویان در وب سایت موسسه یا آموزشگاه قرار گیرد.
ممكن است برخی از مدرسین تمایل به طراحی فلش كارت داشت باشند. فلش كارت های دشیفرـــ یك یا دومیزان از موسیقی كه بر روی كارتهایی كوچك نوشته شده است و هنرجوها میتوانند آن را به مدت چند ثانیه ببینند ـــ به هنرجویان كمك میكند كه موسیقی را بهتر و سریعتر دریافت و نهایتا درك نمایند. این فلش كارت ها به هنرجو اجازه می دهد تا بتواند بیشترین تعداد ممكن حركت جهشی چشمی را با چشمش انجام دهد، آنچه را كه دیده به سرعت تفسیر كرده و نشان دهد كه چه مقدار از موسیقی را می تواند فراخوانی كند. به كارگیری فلش كارتهایی با موسیقی مشابه ولی در تونالیته های متفاوت میتواند قدرك درك موسیقی و مهارتهای اجرایی را تقویت كند.
امروزه تكنولوژی های جدید كار ایجاد فلش كارتها را بسیار آسان كرده است. علاوه بر استفاده از نرم افزارهای نت نویسی برای نوشتن تمرینات و ایجاد فلش كارتها، برنامه های دیگری نظیر smart music و Home Concert Extreme امكاناتی را برای هنرجو ایجاد می كند كه بتواند دشیفر را بر روی یك كیبورد (كه به كامپیوتر یا تبلت متصل است ) تمرین كند. این برنامه، تمرین را به همراه هنرجو دنبال كرده و توسط یك نشانگر خطی عمودی و یا با تغییر رنگ میزانی كه در حال اجرا است به چشم نوازنده كمك می كند تا نت را بهتر دنبال كند. استفاده از این برنامه ها از ایجاد وقفه و تردید در حین دشیفر جلوگیری می كند.


منابع تكمیلی تمرینات دشیفر(منابع قدیمی و جدید)


اگرچه اغلب هنرجویان متوسط به تمرینات درك موسیقی و تقویت دشیفر با استفاده از منابع تكمیلی طراحی شد توسط مدرس نیاز دارند ما نباید به طور كلی از منابع تكمیلی كه خارج از كلاس غافل شویم. در حال حاضر منابع تكمیلی خوبی چاپ و در دسترس عموم می باشد. بسیاری از متدهای قدیمی كه به مقوله دشیفر در قالب كتاب هایی مختص این موضوع پرداخته اند می تواند برای هنرجویان مبتدی مفید باشند. حتی اگر كسی مایل به استفاده از این متدها نباشد میتواند منابع دشیفر را در برنامه روتین هفتگی خود به سادگی جای دهد. چهار كتاب دشیفر و تربیت گوش كه متد David Carr Glover را دنبال میكند، تمرینات تربیت گوش و نوشتن موسیقی را با یكدیگر تركیب كرده و در قالب تمرینات دشیفر و نت خوانی آموزش می دهد. این كتابها ارتباط بین صدا و دیدن نت موسیقی را تقویت می كنند. كتابهای Bastien Piano Library Sight-Reading ابتدا هنرجویان را با تمرینات مقدماتی آماده كرده و سپس در ادامه تمرینات دشیفر كوتاه 4 میزانی را در تونالیته های محدود ارائه میكند. كتاب دشیفر Bastien Piano Basics Line-a-Day فعالیتهای دشیفر هدفمندی را بر پایه سوالاتی كه موجب تقویت پاسخ درونی میشود در اختیار هنرجویان قرار میدهد.
متدهای جدید پیانو نظیر Alfred’s Premier Piano Course نیز تمرینات دشیفر را در كتابهای تئوری و عملی خود در نظر گرفته اند. ارائه تكه های كوتاه دشیفر قبل از انتخاب رپرتوار ، هنرجو را از اتفاقات پیش رو مطلع می سازد و تمرینات خواندن و نوشتن موجود در كتاب تئوری موجب تقویت دشیفر می شود.
در كتابهای جدیدتر آلفرد (كتاب تئوری و عملی در یك كتاب تدوین شده است) نظیر Piano for Busy Teens Alfred’s تمرینات دشیفر به صورت شفاف ارائه نشده و به نظر میرسد این موضوع را در لابلای دروس هفتگی به طور غیر مستقیم آموزش می دهد. با این كار هنرجویان تشویق می شوند تا تكه های موسیقی را به صورت بصری شناسایی كرده و الگوهایی كه در رپرتوار پیش رویشان مورد استفاده قرار خواهد گرفت را از قبل تمرین كنند.
ممكن است برخی از مدرسین از منابعی برای تقویت دشیفر و مهارتهای اجرایی استفاده كنند كه به طور رسمی برای این امر معرفی نشده اند. به عنوان مثال میتوان به تمرینات تكنیكی و اتودهای كتابهای Technical Skills اثر Jane Magrath’s كه هنرجویان را برای اجرای قطعات موجود در سری كتابهای Masterwork Classics آماده میكند اشاره نمود. كتابهای غیر متداول دیگری نظیر Folk Songs for Sight-Reading نیز وجود دارند كه با ارائه فرازهای مختصر از تكه های موسیقی، قبل از اجرای قطعات اصلی هنرجو را از نظر تكنیكی آماده می سازد. به علاوه این كتابها هنرجو را با موسیقی سایر ملل نیز آشنا میكنند،‌ چیزی كه در كتابهای آموزشی مرسوم به ندرت یافت می شود.


سه منبع برتر برای تمرین دشیفر


سه منبع مطالعه و تمرین دشیفر وجود دارد كه من آنها را بیش از سایر موارد توصیه می كنم. این سه منبع را میتوان به عنوان روش اصلی تمرین دشیفر و یا منبع تكمیلی برای روشهای قبلی كه كار كرده ایم مورد استفاده قرار دهیم. هر سری، شامل ۱۰ كتاب سطح بندی شده است؛‌ هر كتاب شامل تمرینات هفتگی برای درك ریتم،‌ دشیفر و تربیت گوش است؛ هر كتاب شامل تونالیته های متعددی می باشد( شامل تونالیته هایی با تعداد دیز و بمل بالا ) و میتوان هر كتاب را برای تمرینات هفتگی هنرجویان در نظر گرفت، بدون اینكه هنرجو بخواهد وقت زیادی را برای تمرین دشیفر صرف نماید.
تستهای Four Star Sight-Reading and Ear شامل تمرینات روزانه نیم صفحه ای می باشد كه هنرجویان را با استفاده از تمرینات نت خوانی پایه (مشخص كردن آكوردها، نتهای تزئینی و غیر ضروری،‌ معرفی تكه های موسیقی و ... ) تمرینات ریتم و خلاصه سازی، برای انجام دشیفرهای پیش رو آماده میكند. این تمرینات كوتاه بوده ولی به تدریج دشوار تر می شوند. این تمرینات برای ۵ روز در هفته تنظیم شده اند. در پایان هر هفته مدرس میتواند امتحان دشیفر را بر اساس تمرینات آن هفته از هنرجو به عمل آورد.
كتابComplete Series of Sight-Reading and Ear Tests (نوشته Elsie Bennett و Hilda Capp ) نیز همانند سری كتابهای Four Star با ارائه تمرینات هفتگی هنرجویان را برای آزمون تربیت گوش و دشیفر كنسرواتوار سلطنتی تا سطح ۱۰ آماده می كند. این مجموعه علاوه بر تمرینات مشابه با سری Four Star ، ملودی هایی را نیز ارائه میكند كه میتواند به عنوان درس،‌تمرینات دشیفر، تمرینات شناسایی آكوردها و توالی آكوردها مورد استفاده قرار گیرد و همچنین موجب تقویت تئوری های مرتبط با پیانو و دشیفر می شود. تمرینات این كتاب بر خلاف سری Four Star به صورت طبقه بندی شده (تمرینات جداگانه برای دشیفر، تربیت گوش و .... )‌ ارائه می شود و هنرجو میتواند در ادامه كار با توجه به قدرت و ضعف خود در هر مهارت، تمرینات مورد نیاز خود را انتخاب نماید. كتاب Sight Reading & Rhythm Everyday نوشته Helen Marlais و Kevin Olson نیز شامل ۱۰ مرحله می باشد. البته از مرحله ۱ تا ۶ برای هر مرحله دو كتاب معرفی شده است. تصاویر خاص استفاده شده در هر صفحه،‌ هنرجو را از مهارت های روزانه موجود در هر تمرین نظیر ریتم، نت خوانی، دشیفر و همنوازی با معلم آگاه می سازد. هر تمرین روزانه حدودا یك صفحه بوده و برای هر هفته ۵ روز تمرین در نظر گرفته شده است.


نتیجه گیری


با بررسی اجمالی فرآیندهای شناختی در دشیفر،‌ مفاهیم آموزشی مهمی را از میان تحقیقات اخیر صورت گرفته بر روی دشیفر كسب نمودیم. به هنگام دشیفر، گروه بندی نتها به الگوهای معنی دار و رشد مهارتهای حركتی مرتبط با آن بسیار ضروری است. نمیتوان انتظار داشت همه هنرجویان بدون كمك ما بتوانند مهارتهای مرتبط با دشیفر را خود بیاموزند.
باید به آنها تاكید كرد كه هر بار كه میخواهند قطعه ای را پشت پیانو بنوازند حتما از دشیفر استفاده كنند. اگر ما در طول دوره آموزشی، تاكید لازم را بر روی دشیفر نداشته باشیم به غلط این پیام را به هنرجو میرسانیم كه اهمت دشیفر كمتر از اهمیت اجرا می باشد. از آنجائیكه اغلب هنرجویان ما به صورت آماتور موسیقی را ادامه می دهند ممكن است ما اهمیت دشیفر را هم درجه با اهمیت نواختن ساز در نظر بگیریم و از هنرجو انتظار داشته باشیم كه قطعات را پس از چند بار تمرین، به صورت صحیح و درست بنوازد (‌حتی اگر با دشیفر بنوازد).
اغلب ما دوست داریم هنرجویان علاقه قلبی به موسیقی را تا پایان زندگی رشد داده و در تمام این مدت از ساختن موسیقی لذت ببرند. به نظر من احساس موفقیت زمانی به ما دست می دهد كه هنرجوی ما وقتی پشت پیانو می نشیند و قطعه ای مناسب با سطح خود را پیش روی خودش باز میكند بتواند با كمترین تمرین آن را به درستی بنوازد.... اینطور نیست؟ با پرداختن به متدها و روشهای صحیح آموزش دشیفر، هنرجویان ما شانس بیشتری برای موفقیت طولانی مدت خواهند داشت.


منابع

1. Andreas C. Lehmann and Victoria McArthur, “Sight-
Reading,” in The Science and Psychology of Music
Performance: Creative Strategies for Teaching and Learning,
eds. Richard Parncutt and Gary E. MacPherson (Oxford
University Press, 2002, 136.
2. Frances Clark, Questions and Answers: Practical Advice
for Piano Teachers (Northfield, IL: The Instrumentalist
Company, 1992), 65.
3. Ibid., 65–66.
4. Richard Chronister, A Piano Teacher’s Legacy: Selected
Writings by Richard Chronister, ed. Edward Darling
(Kingston, NJ: The Frances Clark Center for Keyboard
Pedagogy Inc, 2005), 243.
5. Lehmann and McArthur, “Sight-Reading,” 137.
6. Pamela Pike and Rebecca Carter, “Employing
Cognitive Chunking Techniques to Enhance Sight-Reading
Performance of Undergraduate Group-Piano Students”
(poster presented at National Conference on Keyboard
Pedagogy, Chicago, 2009).
7. K. Anders Ericsson, Theoretical Implications from the
Modifiability and Complexity of Mechanisms Mediating
Expert Performance,” in The Psychology of Abilities,
Competencies, and Expertise, eds. Robert J. Sternberg and
Elena L. Grigorenko (Cambridge, Cambridge University
Press, 2003), 93–125.
8. David A. Sousa, How the Brain Learns, 3rd edition
(Thousand Oaks, CA: Corwin Press, 2006), 99, 125.
9. Pike and Carter, Cognitive Chunking Techniques.
10. Sara Hagen, Cynthia Benson, and Alejandro
Cremaschi, (A Comparison of the Effectiveness of Three
Different Types of Software Eye-Guides in the
Development of Sight-Playing in Piano Classes at the
College Level” (poster presented at National Conference on
Keyboard Pedagogy, Chicago, 2007).

محسن جوزی

نوازنده ، مدرس و تكنسين پيانو،

عضو رسمی انجمن تکنسین‌های پیانو در امریکا ( PTG)

عضو رسمی MTNA

مطالب مرتبط

21 دیدگاه‌ها